علی لاریجانی و بحث کاندیدای اجاره‌ای موضوعی است که این روز‌ها دوستان اصولگرا تلاش دارند به ریش اصلاح طلبان ببندند. در این رابطه معتقدم تا زمانی که احزاب اصلاح‌طلب برای آینده خود و کشور در تنظیم و تعریف رابطه خود با نهاد قدرت و نسبتشان با مردم به نسخه‌ای واحد، عملیاتی و قابل اجرا نرسند، سخن گفتن از هر انتخاباتی بی فایده است؛ لذا اگر اصلاح طلبان در ۱۴۰۰ سراغ کاندیدای اجاره‌ای بروند، گور خود را برای همیشه در افکار عمومی کنده اند.

به گزارش کاندیداسنج؛ اسفندیار عبداللهی عضو شورای مرکزی حزب جمهوریت در گفت‌وگو با خبرنگار  حوزه احزاب و تشکل‌های گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان،  با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ گفت: اصلاح طلبان تجربه‌های موفق و ناموفق زیادی در تاریخ سیاسی خود دارند و همواره در صدد بازسازی خود بر آمده اند. بعد از مشکلاتی که پس از انتخابات سال ۸۸ برای آن‌ها پیشامد کرد به مدت ۴ سال تنها تماشاگر عرصه سیاسی بودند. پیش از آن هم اصلاح طلبان تجربه تلخ تعدد کاندیدا‌های ریاست جمهوری را در سال ۸۴ داشتند، تشتت و تعددی که منجر به پیروزی محمود احمدی نژاد شد. پس از سپری کردن سال‌های ۸۴ تا ۹۲ و جمع بندی اشتباهات و سبک سنگین کردن شرایط، در حالی که چون مریضی دوران نقاهت خود را سپری کرده بودند، چاره‌ای نداشتند جز اینکه زنده بودن خود را به همه اعلام کنند.

این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه داد: سال ۹۲ در شرایطی که همه به خصوص جریان اصولگرا از مرگ اصلاحات سخن می‌گفتند نیاز به یک استراتژی داشتند و این در حالی بود که چهره‌های مهم و کاریزماتیک اصلاح طلب به هیچ وجه در سال ۹۲ شانس تایید صلاحیت از سوی شورای نگهبان را نداشتند.

وی خاطرنشان کرد: حسن روحانی، هم تجربیات زیادی در امور اجرایی کشور داشت و هم در دولت اصلاحات دبیر حساس‌ترین و مهم ترین نهاد امنیتی و دیپلماسی کشور یعنی شورای عالی امنیت ملی بود و زبان بین المللی و سیاست داخلی را خوب می‌فهمید و هر چند اسما اصولگرا بود، ولی عملا چهره‌ای میانه داشت که در طیف مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی تعریف می‌شد.

وی یادآور شد: به همین دلیل و با توجه به غیبت یک گزینه واقعی اصلاح طلب، جمع بندی این شد که روحانی کاندیدای ریاست جمهوری اصلاح طلبان در سال ۹۲ باشد. آقای عارف هم بدون مشورت و هماهنگی با مجموعه اصلاح طلبان وارد عرصه شده بود. خوب یا بد، روحانی تنها گزینه‌ای بود که می‌توانست به صورت نسبی و حداقلی اهداف اجتماعی و سیاسی اصلاحات را دنبال کند.

این روزنامه نگار گفت: در این بحث اگر بخواهیم عملکرد روحانی را مورد بررسی قرار دهیم موضوعیت ندارد و فقط خلاصه می‌توان گفت دولت اول روحانی عملکرد و کارنامه قابل دفاعی داشت و در حوزه‌هایی درخشان بود و اگر در دولت دوم با مشکلاتی مواجه شد دلایل، سبب ها، علل و عوامل داخلی و خارجی داشت که ذکر آن کمکی به حل موضوع نمی‌کند.

عبداللهی در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است اصلاح طلبان در سال ۱۴۰۰ کاندیدای خود را از میان جناح رقیب انتخاب کنند، گفت:  با ارتباطی که با اکثر احزاب اصلاح طلب دارم باید عرض کنم تقریبا همه اصلاح طلبان چنین اولویتی ندارند. معتقدم جریان اصلاحات اولا نیاز به ریکاوری و بازسازی خود دارد، زیرا نهاد‌ها و جبهه‌های قبلی پاسخگوی تمامی نظرات موجود در جریان اصلاحات نیستند و به نظر می‌رسد اول همه احزاب اصلاح طلب باید مجموعه‌ای جامع و کامل برای خود تعریف کنند یا مثلا در همین جبهه هماهنگی احزاب اصلاح طلب موجود، استراتژی همگرایانه‌ای تعریف کنند.

وی افزود: دومین موضوعی که شخصا بر آن تاکید دارم رسیدن به این مهم است که جایگاه اصلاح طلبان در نظام چگونه است. اگر کما فی سابق اصلاح طلبان به عنوان جریانی فاقد صلاحیت در جمهوری اسلامی شناسایی شوند اولا مانند انتخابات مجلس یازدهم امکان حضور و مشارکت را نخواهند داشت و دوم اینکه با خواسته‌های حداقلی مورد استقبال و اقبال جامعه قرار نمی‌گیرند.

عضو شورای مرکزی حزب جمهوریت ایران اسلامی گفت: از طرفی اصلاح طلبان باید نسبت خود را با مردم روشن کنند. منظور از مردم همان اکثریتی هستند که طی حداقل در ۳۱ سال گذشته پشتیبیان و سبد رای جریان اصلاحات بوده اند. ابتدا این مردم باید قانع شوند که این جریان تریبون و نماینده واقعی مطالباتشان است.

عبداللهی گفت: اکثریتی که در اسفند ۹۸ روی خوشی به صندوق رای نشان ندادند کسانی هستند که همیشه رای آن‌ها به سبد اصلاحات ریخته می‌شد، لذا آن‌ها باید قانع شوند اگر در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شرکت کنند نتیجه‌ای در پی خواهد داشت و این اقناع مستلزم این است که متوجه شوند اصلاح طلبان توان جاری کردن مطالبات آن‌ها و ساختن کشور را دارند و این خود مقدماتی دارد که جریان مذکور باید به آن برسند و به مردم اعلام کنند.

این فعال سیاسی با بیان اینکه علی لاریجانی چهره معتدلی است و تجربیات ارزشمندی دارد، تاکید کرد: با این وجود به نظر می‌رسد لاریجانی در ۱۴۰۰ گزینه مناسبی برای جریان اصلاحات نیست. روحانی را اگر خوب یا بد معرفی کنیم کاندیدا و نماینده واقعی اصلاحات نبود و این اجاره کردن‌ها نه سودی به حال کشور دارد، نه اشخاص و نه اصلاح طلبان.

وی در پایان گفت: علی لاریجانی و بحث کاندیدای اجاره‌ای موضوعی است که این روز‌ها دوستان اصولگرا تلاش دارند به ریش اصلاح طلبان ببندند. در این رابطه معتقدم تا زمانی که احزاب اصلاح‌طلب برای آینده خود و کشور در تنظیم و تعریف رابطه خود با نهاد قدرت و نسبتشان با مردم به نسخه‌ای واحد، عملیاتی و قابل اجرا نرسند، سخن گفتن از هر انتخاباتی بی فایده است؛ لذا اگر اصلاح طلبان در ۱۴۰۰ سراغ کاندیدای اجاره‌ای بروند، گور خود را برای همیشه در افکار عمومی کنده اند.