جغرافیای انتخابات به عنوان دانشی که به مطالعه الگوهای فضایی انتخابات و بررسی خاستگاه های جغرافیایی رأی آوردی نامزدها در انتخابات مختلف بررسی می شود، در سال های اخیر به شدت مورد توجه علاقمندان به مباحث مرتبط با انتخابات قرار گرفته است؛ دانشی که در صورت توجه ویژه به آن می تواند مردم و کارگزارن حاکمیتی را در تنظیم الگوهای مردم سالارانه بیش از پیش یاری دهد.

جغرافیای انتخابات به عنوان دانشی که به مطالعه الگوهای فضایی انتخابات و بررسی خاستگاه های جغرافیایی رأی آورد نامزدها در انتخابات مختلف بررسی می شود، در سال های اخیر به شدت مورد توجه علاقمندان به مباحث مرتبط با انتخابات قرار گرفته است؛ دانشی که در صورت توجه ویژه به آن می تواند مردم و کارگزارن حاکمیتی را در تنظیم الگوهای مردم سالارانه بیش از پیش یاری دهد.

به گزارش «کاندیداسنج»، در مورد جغرافیای انتخابات، چیستی آن و چگونگی ورود آن به مسائل حوزه انتخابات پیشتر در همین پایگاه خبری مطلبی به قلم «دکتر رضا رحیمی»، دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی منتشر شد. در یادداشت حاضر نیز این دانش از نگاه «دکتر مراد کاویانی راد»، عضو هیأت علمی دانشکده جغرافیای دانشگاه خوارزمی تهران مورد اشاره قرار می گیرد.

به نظر دکتر کاویانی راد، در چند سده اخیر مشروعیت نظامهای سیاسی با آهستگی و پیوستگی، بنیادی مردم خواهانه یافته است. مکتبها و مرامهای حاکم همگی بر آن بودند که خاستگاه خود را در جایگاه فرمانروا با خواستهای مردمی هماهنگ و همسو کنند. بگونه ای که حتی خودکامه ترین نظامها و احزاب سیاسی را از آن گریزی و لو در ظاهر نیست.

کاویانی راد عقیده دارد: امروزه میزان اعتبار نظامها و و احزاب سیاسی در گستره مناسبات ملی و فراملی با پایگاه مردمی و مقبولیت آنان سنجیده میشود. به این مفهوم که هرچه میزان پذیرش یا پایگاه مردمی پر شمار و فراگیر تر باشد، به همان نسبت نمایندگان در تصمیم گیریها و مذاکرات توانمندی بیشتری خواهند داشت.

استاد دانشگاه خوارزمی تهران معتقد است: در این میان برگزاری منصفانه و آزاد انتخابات ، حق رای و در پی آن حق گزینش یا برکناری حکومت و حکومت کنندگان در همه سطوح ، اساسی ترین حق شهروندی و معیار سنجش دموکراتیک بودن نظامهای سیاسی به شمار میرود.

وی تأکید دارد: با وجود این نتیجه انتخابات به ندرت بازتابی از دیدگاه واقعی و منطقی رآی دهنده گان است. تجربه نشان داده است که هر اندازه مشارکت و نظارت مردم در قالب احزاب و سمنها(سازمانهای مردم نهاد) فراگیر، گسترده و آزاد باشد،از دامنه فساد و ناکارآمدی حکومت کننده گان کاسته و به همان نسبت حکومت شفافتر و ثبات آن بیشتر خواهد بود.

این استاد دانشگاه بر این باور است که طی چند دهه اخیر جغرافیای انتخابات بعنوان زیر مجموعه دانش جغرافیای سیاسی در مقوله انتخابات و مردم سالاری، پویایی ها و دستاوردهای گسترده و مهمی داشته است. ادبیات غنی جغرافیای انتخابات کندوکاو گسترده ای در قلمرو مفاهیم دموکراسی، مشارکت، فرهنگ سیاسی، خاستگاه آرا، توزیع فضایی قدرت،وزن مکانی حوزه های انتخاباتی، رای گیری، نقش مکانها، محلی گرایی انتخاباتی،حوزه انتخابات و… داشته است.

کاویانی راد که پژوهش های فراوانی در حوزه جغرافیای انتخابات دارد، تأکید دارد: درک جغرافیای انتخابات مستلزم شناخت مناسبات جغرافیا، سیاست و دموکراسی است. مهمترین عرصه تجلی رابطه جغرافیا با سیاست، حکومت یا نظام سیاسی مستقل است که به نیابت از دو عنصر پایدار یعنی سرزمین و ملت یا انسانهای بومی و مقیم در سرزمین موجودیت می یابد و به ایفای نقش می پردازد. چنین نیابتی عموما” از رهگذر نظام انتخاباتی که در قالب قانون اساسی تجلی می یابد و به نوعی بیان کنننده نیازها و آرمانهای ساکنان بخشهای مختلف کشور است، عملیاتی میشود و زمینه را برای تبدیل آرای مردم به مناصب و جایگاههای سیاسی فراهم میکند.

او به همین دلیل معتقد است: از آنجا که سیاست پدیده ای متکثر و پیده های جغرافیای نیز متاثر از فرایند های مکانی-فضایی سرشتی پویا و دگرگون پذیر دارند، الگو های فضایی که از این تکثر و پویایی حاصل میشود، مورد مطالعه جغرافیای سیاسی و به تبع آن جغرافیای انتخابات قرار میگیرد.

گفتنی است، دکتر مراد کاویانی راد مولف دو جلد کتاب با عنوان جغرافیای انتخابات است که یکی با محوریت انتخابات ریاست جمهوری در انتشارات دانشگاه خوارزمی و دیگری در انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی انتشار یافته است.